تبليغاتX
بندگي

عنوان بصري نقل مي كند از حضرت صادق (ع) سئوال كردم :  حقيـقـت عبــــوديــت  چيست ؟

حضرت فرمودند : سه چيز است ، اينكه بنده خدا ، براي خودش درباره آنچه را كه خدا به وي سپرده است ملكيتي نبيند ، زيرا كه بندگان داراي ملك نمي باشند ، همه اموال را مال خدا مي بينند و در آنجايي كه خداوند ايشانرا امر نموده است كه بدهند واميگذارند ، و اينكه براي خودش مصلحت انديشي و تدبير نكند و اينكه تمام مشغولياتش درآن منحصر شود كه خداوند اورا بدان امر نموده است و يا از آن نهي كرده است .

بنابراين اگر بنده خدا براي خودش ملكيتي را در آنچه كه خدا به او سپرده است نبيند ، انفاق نمودن بر او آسان مي شود . و چون بنده خدا تدبير امورش را به مدبرش بسپارد مصائب دنيا بر وي آسان مي گردد . و زماني كه اشتغال ورزد به آنچه را كه خدا وند به او امر و نهي كرده است ، ديگر فراغتي از آن دو امر نمي يابد تا فرصتي براي خودنمايي و تفاخر نمودن به مردم پيدا كند .

پس چون خداوند بنده خود را به اين سه چيز گرامي بدارد ، دنيا و ابليس و خلق براي او سهل و آسان ( كوچك) مي گردد و دنبال دنيا به جهت زياده خواهي و تفاخر به مردم نمي رود ، و آنچه را كه در دست مردم از عزت و بزرگي و مقام مي بيند طلب نمي نمايد ، و روزهاي خود را به بطالت و بيهوده گي رها نمي كند .

و اين اولين پله از نردبان تقوي است كه خدا در آيه 83 سوره قصص به آن اشاره دارد .

 

عنوان ميگويد سپس عرض كردم مرا توصيه و سفارشي نماييد ؟

 

حضرت فرمودند : تورا به نه چيز وصيت مي كنم ، زيرا كه آنها سفارش و وصيت من است به پويندگان راه خداوند تعالي ، و از خداي مي خواهم تا ترا در عمل به آنها توفيق فرمايد .

سه تا از آن نه امر درباره تربيت نفس وسه تا درباره حلم و بردباري و سه تا درمورد علم و دانش است ، آنها را به خاطر بسپار و مبادا در عمل به آنها كاهلي و سستي كني .

 

اما درباره تربيت نفس :

 اول مبادا چيزي را بخوري كه به آن اشتها نداري چرا كه باعث حماقت انسان مي شود ،

دوم چيزي مخور مگر اينكه گرسنه باشي

و سوم چون خواستي چيزي بخوري از حلال بخور و نام خدارا ببر و اين حديث پيامبر را به خاطر بياور كه آدمي ظرفي رابدتر از شكمش پرنكرده است . پس اگر چنان گرسنه شدي كه نياز به غذا داشتي ، به مقدار يك سوم شكم را براي غذا و ثلث ديگر را براي آب و ثلث آخر را براي تنفس بگذار .

 

و اما سه چيز در حلم و بردباري :

اول اينكه اگر كسي به شما گفت اگر يك كلمه بگويي ده تا مي شنوي به او بگو اگر ده كلمه بگويي يكي هم نمي شنوي .

دوم اينكه اگر كسي ترا دشنام داد ، به وي بگو اگر در آنچه مي گويي راست مي گويي من از خدا مي خواهم كه از من درگذرد واگر در آنچه كه ميگويي دروغ گو باشي از خدا مي خواهم كه از تو بگذرد .

سوم اينكه اگر كسي شما رابيم دهد كه به تو فحش و ناسزا خواهم گفت به او مژده بده كه در مورد تو من خيرخواهم و مراعات تو را مي كنم .

 

و اما آن سه چيزي كه راجع به علم و دانش است :

اول اينكه از علما بپرس آنچه را نميداني ، براي دانستن نه براي آزمايش و امتحان .

دوم اينكه مبادا از روي راي خودت كاري را انجام دهي و در جميع اموري كه به احتياط نياز دارد احتياط را پيشه كن .

      سوم ، از فتوي دادن بترس همانطور كه از شير درنده مي ترسي و گردن خود را پل عبورديگران قرار نده .

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/02/14ساعت 16:24  توسط علي  | 

   اي خداي من كيست كه شيريني محبت تورا چشيده باشد وغير تو ديگري را طلب كند ؟ و كيست كه به قرب تو انس گرفته باشد و دوري از تو را طلب كند ؟

 

خدايا ما را از كساني قرا ر ده كه :

 آنها را براي قرب و دوستيت برگزيدي ، آناني كه براي عشق و محبتت خالص گردانيدي ، مشتاق لقايت نمودي و راضي به قضايت گردانيدي ، به انها نعمت ديدار عطا كردي و نعمت رضا و خوشنوديت را به آنها بخشيدي و از عذاب هجران و دوري از خودت پناهشان دادي و در جايگاه صدق و راستي در جوار خود جايشان دادي ، براي معرفتت مخصوصشان كردي و آنها را شايسته بندگيت گردانيدي و قلبشان را دلباخته محبت خودت كردي و براي مشاهده جمال خود انتخابشان كردي و وروي آنها را براي خودت خالي نمودي ( فقط به سوي تو ) و دلشان را براي دوستي خودت از هر چيزي فارغ كردي و به آنچه نزد توست ترغيبشان  نمودي ، ذكر و يادت را به او الهام كردي ، توفيق شكر به آنان دادي و به اطاعت و فرمانبرداري خود مشغولشان كردي وآ نان را از بندگان صالح خود گردانيدي ، آنان را جهت مناجات با خود برگزيدي و هر چيزي كه باعث بريدن آنها از تو بود را بريدي .

خدايا مارا از آنان قرارده كه :

عادتشان اين است كه به تو شاد و خوشحال باشند و روزگارشان به آه و ناله فراق تو بگذرد ، آنان كه پيشانيشان براي عظمت تو در سجده است و چشمهايشان در خدمت بتو بيدار و اشكهايشان از خوف تو روان است و دلهايشان متعلق به محبت توست .

اي آنكه روشناييهاي قدسي اش براي چشمان دوستانش ريزان و انوار جمالش براي دلهاي عارفان شيفتگي آور است .

  اي آرزوي دلهاي مشتاقان و اي انتهاي آرزوي دوستان ، از تو مي خواهم :

 محبت خودت را و محبت محبان تو را و محبت ( علاقه ) هر كاري  كه باعث دوستي بيشتر تو شود .

و باز ازتو مي خواهم :

خودت را محبوبتر از انچه غير خودت است براي من قرار دهي  ، و محبت من را باعث خوشنوديت قرار دهي ، واشتياقم به خودت را باعث دوري من از گناه و معصيت قرار دهي .

به من با چشم دوستي و مهرباني نگاه كن ، رويت را از من برمگردان و مرا در پيشگاهت از اهل سعادت و خوشبختي قرارده

 

اي اجابت كننده ، اي مهربانترين مهربانان .

 

 

        عشق آن شعله است كو چون برفروخت    هرچه جز معشوق باقي ، جمله سوخت

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/02/07ساعت 11:49  توسط علي  |